تبليغاتX
ابی سلطان عشق
ابی
سکوت اینجا صدای تو             هوا اینجا هوای تو

پر از تکرار این حرفم                دلم تنگه برای تو

کنسرت ابی در مالزی

ebibaz

کنسرتهای ابی

سالن کنسرت ابی در شهر ردوود کالیفرنیا - ابی باز

ابی باز

نمایی از سالن کنسرت ردوود

سلام دوستان ابی باز عزیز امیدوارم حال همتون خوب باشه این چند وقت مسافرت بودم باید ببخشید که نتونستم آپ کنم.

در این پست با اخبار کنسرتهای ابی - دانلود اجرای کامل غربت در ارنج کانتی که شادمهر هم پیانو میزنه کیفیتش هم خوبه حتما دانلود کنید و نیز سری سوم عکسهای ارمنستان در خدمتتون هستم امیدوارم خوشتون بیاد

دانلود اجرای غربت در ارنج کانتی

download

ebibaz

ابی باز

ابی باز

ابی

ebi

concert ebi


+ نوشته شده در  88/08/07ساعت 1:24 قبل از ظهر  توسط مصطفی  | 

     اضافه شده در جمعه ۱۰/۷/۸۸

از دوستانی که در کنسرت ارمنستان بودند خواهش میکنم شماره تماس خودتون رو در قسمت نظرات بصورت خصوصی بذارید مخصوصا دو دوست عزیز جنوبی که از بچه های اندیمشک بودند

کنسرت ابی در شهر ردوود کالیفرنیا آمریکا

دانلود تیزر کنسرت ابی در ردوود

download

کنسرت تاج ترانه                                  

                          آقا

غیبت تو را بغض کرده ام          

بی وقفه تو را به نام می خوانم

                                           من تو را تا همیشه ی صدا می گریم

 

EBIBAZ

ابي و من

EBIBAZ

( زمانی که برای بار اول موفق شدم ابی رو از نزدیک ببینم دو دوست از بچه های خوزستان بهمراه من بودند و از لحظه دیدار من با آقا فیلم گرفتند از این طریق خواستم خواهش کنم اگه به وبلاگ من سر زدن شماره تماسشون رو در قسمت نظرات بذارن و نیز علاوه بر این دو عزیز دوستان دیگری هم که در کنسرت ارمنستان بودند در صورت بازدید وبلاگ شماره تماس خود را در قسمت نظرات بگذارند اگر هم تمایل ندارید شماره تماسشان در معرض دید سایرین قرار نگیرد کافیست در قسمت نظرات تیک گزینه نظر خصوصی را فعال کنید با سپاس )

من و ابي

سلام دوستان ابي باز عزيز با قسمت دوم از سفرنامه ارمنستان و كنسرت آقا در خدمتتون هستم اين وقفه چند روزه رو بايد به بزرگي خودتون ببخشيد چون خيلي گرفتار بودم

ساعت حدود 18 بود كه ابي از ماريوت ( هتل محل اقامتش ) براي رفتن به ساند چك به همراه اعضاء گروهش حركت كرد

وقت زيادي نداشتم هنوز بليط كنسرت رو هم تهيه نكرده بودم تو ماريوت افتخار آشنايي با دختر خانمي به اسم شبنم كه از ابي بازها بود رو داشتم  يك بليط اضافه از كنسرت داشت و قرار شد ازش بگيرم به هتلم رفتم و بليط كنسرت رو گرفتم و حركت كردم به سمت سالن هامالير محل برگزاري كنسرت ساعت 19:45 بود كه رسيدم به هامالير

برنامه اجراي موزيك توسط دي جي مامسي شروع شد قرار بود برنامه ابي ساعت 20 شروع شود ولي بدلايلي برنامه حدود ساعت 22 شروع شد كل 2 ساعتي كه تاخير افتاد در اجراي برنامه همه با هم شعرهاي ابي را مي خوانديم و فريادهاي ابي ابي سالن را پر كرده بود به گونه اي كه قبل از شروع ابي صدام گرفته بود

 كنسرت ابي ارمنستان

آهنگهاي اجرا شده در اين كنسرت به ترتيب زمان اجرا :

قسمت اول برنامه:

1- ستاره هاي سربي 2- عطرتو 3- خلیج 4- قبله 5- پوست شير 6- حريق سبز 7- مداد رنگي 8- پيچك

قسمت دوم برنامه:

9- گريه نكن 10- شب زده 11- شكار 12- جعبه جواهر 13- خانم گل 14-

غربت 15- كي اشكاتو پاك ميكنه 16- بگو اي يار بگو 17- سبد سبد 18-معرفي گروه 19- اي ايران اي مرز پر گوهر

قبل از ورود ابي به احترام درگذشتگان حادثه هوايي 1 دقيقه به درخواست ابي سكوت كرديم

ابي در ارمنستان

ابي برنامه رو با ستاره هاي سربي ( اينجا ياد دوستم امير در وبلاگ ستاره هاي سربي را خالي كردم ) شروع كرد

 کت شلواری مشکی به همراه پیراهن مشکی به تن داشت و نمادی به رنگ سبز سفید و سرخ از پرچم ایران بر دست داشت

هنوز 1 دقيقه اي از اجراي اين آهنگ نگذشته بود كه بدليل شلوغي زياد و درگيري بين پليس هاي امنيتي و تماشاگران ابي خواندن رو متوقف كرد و از حاضرين خواست تا آرامش خود را حفظ كنند مامورين سالن مانده بودند كه ابي كيست چه شخصيتي ست كه چنين استقبالي از او شده و تمامي حاضرين در سالن گريان هستند تمامي ارمنستان مبهوت حضور ابي بودند فضا فضاي ابي و عشق بازي نور و ترانه بود بي شك صداي ما به ايران رسيد

ابي از حاضرين خواست به شادي روح كساني كه در اين حادثه هوايي جان نازنينشان را از دست دادند به تمامي بازماندگانشان از صميم قلب تسليت مي گويم

و جواناني كه در مملكت ما براي داشتن آزادي ساده ترين چيزي ساده ترين چيزي كه خداوند به يك انسان داده و به شادي روح كساني كه به خاطر اين آزادي جانشون رو در كف دست گذاشتند

ما مرد و مردانه جلوي كساني ايستاديم كه ما رو ياد جنگ قادسيه و سعدبن بغاص مي اندازند نوزاد آزادي متولد شد ما همه با هم براي رشد اين نوزاد بايد بكوشيم و بهش جان بديم

چرا من بايد در ارمنستان و يك مملكت بيگانه كنسرت بذارم چرا نبايد بتونم چنين برنامه اي رو در مملكت خودم بذارم چرا شما بايد اين همه راه رو بكوبيد با اتوبوس و ماشين و اين هواپيماهاي قراضه بياييد اينجا براي كنسرت و بخواد همچنين اتفاقاتي بيفته ابي اينگونه با مديريتي بسيار قوي و صحبتهايي كه كرد جو سالن رو خيلي آروم كرد و كنسرت رو به يك مسير درست هدايت كرد واقعا نه تنها در خوندن بلكه در هر كاري سلطانه

concert ebi armenia

من در رديف اول چسبيده به نرده ايستاده بودم دقيقا روبروي استيج و فاصله ام با ابي كمتر از 15 متر بود واقعا شرايط بسيار سختي بود ازدحام زيادي بر روي ما كه نفرات رديف جلو بوديم بود و از طرف ديگر برخورد مامورين سالن با ما بسيار غير انساني و وحشيانه بود به نظر من طرز برخورد آنها با ما خارج از سياست نبود به نظر من بدليل روابط بسيار خوب اخير ايران و ارمنستان مسئولان اين سالن يعني هامالير از طريق سفارت ايران در ارمنستان شارژ شده بودند تا با ما اينگونه رفتار كنند خارج از اين چيز ديگري نمي تواند باشد

مامورين سالن ايرانيان را با باتون مي زدند و نرده اي را كه جلوي ما براي جلوگيري از ورود تماشاگران به نزديكي استيج بود را با لگد به طرز بسيار خصمانه اي به عقب مي زدند

كنسرت عموما محلي است براي شادي دست زدن رقصيدن ولي آنها از ما سكوت ميخواستند و دست در دست هم زنجير كرده بودند و جلوي ما ايستاده بودند به گونه اي كه سن رو نمي توانستيم ببينيم به هر طرف كه سرمان را مي گردانديم آنها مي آمدند جلوي ما

طرز برخورد آنان سبب شد تا ابي از اين بابت ناراحت شود و اينگونه تلافي كند :

ابي آهنگي جديد با همكاري مارتيك ( خواننده ) به زبان ارمني آماده كرده بود تا در شب كنسرت به مردم ارمنستان تقديم كند ولي بدليل برخورد بد آنها اين آهنگ را نخواند و نيز برنامه را طي صحبتي كه خودم فرداي كنسرت با ابي در هتلش داشتم 1 ساعت زودتر تعطيل كند يعني برنامه قرار بود 3 ساعت باشد 1 ساعت زود تربرنامه رو تعطيل كرد تا بيشتر از اين به ايرانيان بي احترامي نشود و اينكه گفت چرا من بايد در ارمنستان كنسرت بذارم چرا در كشور خودم نتونم برنامه بذارم براي همين برخورد آنها بود

به نظر من مسئولان ايران گردهمايي ما در ارمنستان و گذاشتن كنسرت توسط ابي كه هميشه به عنوان يك خواننده مردمي و معترض بوده را بهانه اي براي تظاهرات و شورش نسبت به مسائل اخير مي دانستند براي همين از طريق سفارت ايران مسئولان سالن هامالير شارژ شده بودند تا نگذارند به ما خوش بگذرد و برنامه را در مسيري كنترل شده به اتمام برسانند

ولي اين را نمي دانستند كه ابي زرنگتر از اين حرفهاست فرياد زنده باد آزادي توسط ابي و ما شهر ايروان را پر كرده بود بي شك فرياد ابي به ايران نيز رسيد

ابي نيز بيكار ننشسته بود به گونه اي كه 10تا 15 بادي گارد هميشه همراه ابي بودند خطر واقعا حس مي شد هرلحظه امكان توطئه وجود داشت مخصوصا كه ابي در تظاهرات يك هفته اي در لس آنجلس شركت كرده بود و آهنگ تصميم را راجع به انتخابات به تازگي خوانده بود و نيز بيانيه حضورش در برنامه اعتصاب غذايي در لس آنجلس از طريق رسانه هاي داخلي و خارجي به گوش مي رسيد و از همه مهمتر در گذشته نيز ده ها اثر سياسي اجتماعي  از خود به ثبت رسانده بيشتر در خطر بود

خوب باز مي گرديم به حال و هواي كنسرت

ابي در ارمنستان

ابي با ديدن اين اوضاع بيكار ننشست و بارها با سر دادن فرياد زنده باد آزادي زنده باد آزادي و نوزاد آزادي متولد شد سالن را لحظه به لحظه به لرزه در مي آورد نمي دونيد وقتي فرياد ميزد زنده باد آزادي دل هركسي مي ريخت ستونهاي سالن كه هيچ ستونهاي شهر ايروان به لرزه در اومده بودند به قدري با قدرت و از ته دل فرياد مي زد نوزاد آزادي متولد شد كه احساس مي كردم صدايش تا ايران خواهد رسيد شك ندارم هيچ شكي ندارم تمامي خانه ها و كوه ها و رودهاي ايران صداي ما رو شنيدن

زنده باد ابي -  زنده باد تاج ترانه – زنده باد سلطان عشق ابي – زنده باد سلطان آزادي

                                                  زنده باد ابي و ابي باز

----------------------------------------------------------------------------------------

ابی برای دومین آهنگ عطرتو رو خوند که اجرای بسیار بی نظیری بود انصافا خیلی بالا خوند

سومين آهنگي كه ابي اجرا كرد خليج هميشگي فارس بود

 برتري اين كنسرت نسبت به  كنسرتهاي دبي همين بود اجراي خليج من اصلش قرار بود براي عيد فطر براي كنسرت دبي برم ولي چون ابي در ارمنستان كنسرت گذاشت و ميدونستم خليج رو ميخونه به عشق خليج كنسرت ارمنستان رو رفتم ابي براي سومين آهنگ خليج رو خوند چون بدليل شلوغي و هم همه زياد احتمال تعطيل شدن كنسرت وجود داشت براي همين ابي زودتر خليج رو خوند كه هم جو رو آرام كنه و هم اگه قرار بر تعطيلي شد صدايش را به گوش ايران و خليج فارس و آسمان خزر برساند

ابی گفت به خدا سوگند خیلی سعی کردم این برنامه رو به تعویق بندازم تو این دو هفته قلبم گرفت دلم گرفت خدای واحد شاهد خون گریه کردم خدای بزرگ از گناه کسانی که این جوانان رواینگونه  به خاک و خون کشیدند هیچوقت نخواهد گذشت هیچ وقت 

ابي قبل از اجراي خليج فرياد زد من با خوندن خليج فارس عرق دوست داشتن خليج فارس رو به خيلي ها فهموندم مث هميشه اين آهنگ رو تقديم كساني ميكنم كه وطنشون رو از دلشون دوست دارن

ابي خليج رو با قدرت و زيبايي هرچه تمام تر اجرا كرد تمامي سالن به احترام اين سرود ملي با فرياد ما كه در رديف جلو بوديم تا آخر آهنگ ايستادند

جالب اینجاست که ابی موقع خواندن یه تغییر اساسی توی شعر خلیج داد

ما خورشید هزار پاره عشق را بر خاک وطن می آویزیم به خدا حس میکردم تمام دنیا مال منه افتخار میکردم که ایرانی ام بی شک بقیه دوستان هم همین حس رو داشتن

بعد از خواندن خليج همه فرياد زديم ابي دوست داريم ابي دوست داريم

ابي گفت من كوچيك شما هستم براي اينكه هرآنچه دارم هر آنچه كه دارم از شماست چه كساني كه اينجا هستيد و چه دوستاني كه نتونستن بيان

ابی هر آنچه که داره از شماست رفقا و دوستان ناشناخته ای که من هیچوقت ندیدمتون ولی همه زندگیمو مدیون شمام

به خودم افتخار ميكنم كه رفقا و دوستاني مث شما دارم انشاا... كه هميشه خدا پاينده باشيد هميشه هميشه

كنسرت ابي در ارمنستان

واقعا ابي چه انسان بزرگي ست در عين بزرگي بسيار خاكي ست مرديست مردمي و از دل مردم ايران انشاا... كه تا هميشه صدا سايه خودش و صدايش بر سر آسمان موسيقي ما برقرار و برجا باشد.

چهارمین آهنگي كه ابي خواند قبله بود :

گفت يه خورده وارد شادي بشيم شادي قسمت بزرگي از زندگي هر انساني است كساني كه ۳۰ ساله دارن تلاش مي كنند اين شادي رو از ما بگيرند ولی نمیشه نمیشه

بعد از قبله نوبت به سوگلي ترانه هاي آقا پوست شير رسيد :

ابي يادي از مرحوم واروژان آهنگساز اين اثر كرد و گفت در گذشته ايشان تحول بسيار زيادي در موسيقي ما به وجود آوردند

ابي بعد از خواندن پوست شير - حريق سبز و مداد رنگي را خواند

آخرين آهنگ قسمت اول برنامه يعني پيچك رو هديه كرد به روح شادان كساني كه جان نازنينشان رو در حادثه هوايي از دست دادند و گفت فكر ميكنم آهنگ مناسبي باشه بعد از اجراي اين آهنگ ابي رفت تا براي دقايقي بعد دوباره برگرده

قسمت دوم برنامه :

ابي

 با اجراي گريه نكن شروع شد

 كه همه با هم خوانديم  بعد از اين آهنگ ابي گفت 2 هفته پيش وارد 60 سالگي شدم و چه خوشحالم چون هنوز مث 30 ساله ها فكر ميكنم و تازه احساس 30 سالگي مي كنم با وجود شما

بعد از گريه نكن نوبت به شب زده و شكار رسيد افتخار من اينه كه ابي هنگام اجراي شكار برام دست تكون داد و بوس فرستاد هنگام اجراي خانم گل و غربت نيز اين افتخارو داشتم

بعد از شكار جعبه جواهر و خانم گل كه مث هميشه تقديم به خانم هاي گل ايروني كرد رو خوند بعد از خانم گل به ترتيب غربت – كي اشكاتو پاك ميكنه – بگو اي يار بگو كه بيشتر زمان اين 2 آهنگ رو بصورت نشسته بر روي يكي از پروژكتورها اجرا كرد

آخرين كار رسمي ابي اجراي سبد سبد بود كه با قدرت هرچه تمام تر اجرا كرد

قسمت پاياني برنامه

پايان برنامه با اجرايي بسيار زيبا از معرفي نفرات گروه موزيك ابي  توسط ابي  و نيز همصدايي سرود ملي اي ايران اي مرز پر گوهر به پايان رسيد

هنگام  خواندن سرود ملي اي ايران همه از جا بلند شديم و به احترام ايستاديم در هنگام خواندن این سرود ابی گل سرخی در دست داشت

ebi

ابي هنگام معرفي اعضاي گروه خود به شوبرت آواكيان رسيد كه در آن شب رهبري گروه موزيك ابي رو به عهده داشت ابي با خواندن چند قطعه كوتاه بدون موزيك از كارهايي كه شوبرت براش ساخته از شوبرت قدرداني كرد كه شامل : صدام كردي- من اگه خدا بودم- وقتي تو نيستي و حريق سبز بود

دوستان اينگونه شب آرزوهاي من به پايان رسيد و چه زود

ديدار با ابي براي بار دوم:

البته فرداي كنسرت هم به هتل ابي رفتم و باز افتخار ديدار با آقا و همچنين مهشيد خانم همسرشان را داشتم كه باز داستان خاطره انگيزي برايم داشت

من و مهشيد همسر ابي

وقتي به هتل ابي رسيدم بسيار شلوغ بود و هموطنان زيادي براي ديدار با ابي و عكس گرفتن با ايشان به ماريوت آمده بودند ابي  به همراه مهشيد و گروه موزيكش در لاوي هتل بودند و يكي از بادي گاردها كه با من خيلي لج كرده بود سر همون جريان فرار كردن از دستشون و رفتن به اتاق ابي به من ميگفت تا حالا هيچكس نتونسته منو بپيچونه خيلي از دستم شاكي بود سر همين اجازه نمي داد من برم تو ولي شكر خداي بزرگ من شماره خط ارمنستان ابي رو داشتم تماس گرفتم و از پشت شيشه هم دست تكون مي دادم مهشيد گوشي ابي رو جواب داد گفتم سلام مهشيد خانم مصطفي هستم از پشت شيشه منو ديد گفتم بهشون بگيد بذارن من بيام تو كه به بادي گارده اشاره كرد ايشون از دوستانمونه بياد تو ولي باز اجازه نداد برم تو دوباره زنگ زدم بازم مهشيد جواب داد گفت چي شد نيومدي وقتي فهميد نذاشتند برم تو به ابي گفت و ابي و مهشيد با هم بلند شدند اومدند جلوي در به خدا سوگند اين كه ميگم بيان واقعه ست چه انسانهاي بزرگي هستند واقعا چقدر براي يك طرفدار ارزش قائلند در بين هنرمندان ما انسانهايي مث ابي و مث مهشيد واقعا كم پيدا ميشند

 خداوند هيچ وقت بي مورد كسي رو انقدر بزرگ  نميكنه ابي واقعا جايگاهي كه داره حقشه

ابي تا روز جمعه يعني 24 جولاي در ارمنستان بود جمعه بعد از ظهر حركت كرد به سمت لس آنجلس فرداي اونروز شنبه ساعت 13 من برگشتم ايران روز آخر بدون ابي اصلا خوش نمي گذشت ولي هرچه بود تمام شد.

در پايان اگر زياده گويي كردم بايد منو به بزرگي خودتون ببخشيد احساس درون بود كه بايد مي گفتم  

به اميد اينكه به زودي زود ابي عزيز رو در ميهن عزيزمان ببينيم نه در مملكت ارمنستان  نه در مملكت عربها و نه در هيچ جاي ديگر در ايران عزيز خودمان

به اميد آنروز


سفرنامه کنسرت ابی در ارمنستان ( قسمت اول ) 

 

سلام دوستان ابی باز همانطور که بهتون قول داده بودم به کنسرت آقا در ارمنستان رفتم واقعا نمیدونید چه صفایی داشت مث یک خواب و رویا بود جای تمامی شما دوستان واقعا خالی بود امیدوارم دیدن ابی از نزدیک نصیب همگی شما بشه در این پست با گزارشی از این کنسرت و اینکه چگونه تونستم ابی رو از نزدیک ببینم و همچنین عکسهایی که با ابی و اعضای ارکتسر ایشان گرفتم در خدمت شما دوستان عزیز هستم

حرکت از فرودگاه امام خمینی

من با تور عازم ارمنستان بودم ساعت حرکت ما ۱۹:۳۰ با پرواز ۷۹۰۸ کاسپین بود تمامی حاضران در فرودگاه بیقرار بودند خلاصه بعد از ۳ ساعت انتظار موقع پرواز رسید و بعد ۳ ساعت تاخیر ساعت ۲۲:۳۰ پریدیم در تمامی طول پرواز همه درباره ابی و شب کنسرت که فردا شب بود صحبت میکردند.

خلاصه انتظارها به پایان رسید ساعت ۱۲ شب بوقت ایران پرواز ما در ایروان به زمین نشست ( ساعت ارمنستان نیم ساعت از ما جلوتر هست )

بعد از انجام کارهای ویزا و... و مشخص شدن هتل به سمت هتل رویال پالاس حرکت کردیم که ساعت تقریبا ۳ به هتل رسیدیم تا صبح که اصلا خواب به چشمم نبود و از تنهایی و فکر فرداشب داشتم کلافه میشدم

رفتن به هتل ابی و دیدن ابی

ساعت ۸ صبح از هتل زدم بیرون که برم به هتل ماریوت همان هتلی که محل اقامت ابی بود ۴۵ دقیقه ای در راه بودم تا به ماریوت رسیدم به محض رسیدن به لاوی هتل از ابی جویا شدم که شانس این را داشتم که با یکی از ابی بازان گل آقا محمد که از بچه های مشهد هستند آشنا شدم که محمد هم برای دیدن ابی به ماریوت آمده بود خلاصه با چه حالی این دقایق رو سپری میکردیم یعنی دائما در تعقیب و گریز بودیم برای دیدن ابی بعد از گذشت دو سه ساعت مانفرد که گیتاریست آلمانی ابی هستش و باهاسش عکس هم انداختم رو دیدیم

من و مانفرد

armenia

نمیدونید چقدر انسانهای خوب و خوش برخوردی هستند سایر اعضای ارکتسر ابی نیز از جمله مایکل و روبرت و... نیز تک تک به لاوی آمدند واقعا برخورد بسیار خوبی داشتند انگار که سالیان که ما رو می شناسند به آنها میگفتم که من ابی فن هستم میگفتند خود ما هم همینطور خیلی ابی رو دوست داشتند

concert ebi armenia

بعد از گذشت ساعتی شوبرت آواکیان و خانم سپیده رو دیدیم که برخورد این دو نیز بسیار خوب و کاملا ایرانی بود

من و شوبرت

از شوبرت براتون بگم واقعا یک انسان کامل و دوست داشتنی که در این چند روز هربار که میدیدمش محبتش شامل حال من بود و هیچگاه فراموشش نخواهم کرد واقعا دوستان ابی نیز مانند خود ابی خاکی و دوست داشتنی هستند

من و سپيده

ساعت حدود 14 بود كه ديدم خواهر دوم ابي مليحه خانم بهمراه دختر و دامادش و نيز چندتن ديگر از بستگان ابي نيز وارد هتل شدند كه من جلو رفتم و بعد از سلام و احوال پرسي با مليحه عكس گرفتم مليحه خانوم و دخترش نيز انسانهاي بسيار با محبت و خوش برخوردي بودند بطوريكه از همكلام شدن با آنها بسيار لذت بردم به دختر مليحه خانم گفتم واقعا خوش به حالتون كه دائي مث ابي داريد.

مصطفي و مليحه

هنوز از ابي خبري نبود از مليحه خواهش كرديم با اتاق ابي تماس گرفت و قرار شد ابي تا ساعت 15 بياد پائين براي رفتن به سالن كنسرت براي ساند چك ساعت 16 شد ولي هنوز از ابي خبري نبود طپش ضربان قلبم به 5-6 برابر رسيده بود آج و واج نميدونستم بايد چكار كنم بعد از دقايقي متوجه شدم چندتن از دوستاني كه اونجا باهاشون افتخار آشنائي داشتم يعني مجيد و آرش به همراه خانمش توسط مليحه رفتند بالا به اتاق ابي دل تو دلم نبود نمي دونيد با چه بدبختي و زرنگي تونستم طبقه اتاق ابي رو گير بيارم ابی طبقه پنجم بود حالا با این همه بادی گارد و مامور امنیتی که توی لاوی راهروها و طبقات هستند من چگونه خودم رو به طبقه پنجم برسونم به دو تا دیگر از دوستان که بچه خوزستان بودند و  اونجا باهاشون آشنا شده بودم گفتم شما هم بیایید بریم که رو دست خوردیم خیلی شاکی بودم

یواشکی رفتیم به راهروی شرقی هتل سوار آسانسور شدیم دیدیم آسانسور کارتیه ولی خدا با من بود یکی از مهماندارهای هتل وارد آسانسور شد منم خیلی ریلکس گفتم میخوام برم طبقه ۵ و کارت آسانسورم رو فراموش کردم بیارم

اشک توی چشمام جمع شده بود چون واقعا قدرت خدا رو در کنار خودم حس میکردم تا اونجا نباشید درک نمیکنید من چی میگم پشت سر گذاشتن ۱۲-۱۳ تا پلیس امنیتی کار ساده ای نیست تمام کسانی که پائین بودند تعجب کرده بودند

خلاصه آسانسور به طبقه پنجم رسید حالا اتاق ابی رو نمیدونستیم در حال گذشتن از اتاقها بودیم که صدای خواهر ابی رو شنیدم که از اتاق ۵۴۲ بود مکث کردیم که به یکباره صدای خود آقا رو شنیدیم قلبم داشت از جا کنده میشد شروع کردم به در زدن ابی گفت مهشید در رو باز کن که دیدم خود ابی در رو باز کرد من اصلا نمی فهمیدم دارم چکار میکنم ۱۰ ثانیه همینطور فقط بهش زل زده بودم ابی هم فهمیده بود چه خبره و همینطور منو نگاه میکرد شر شر گریه میکردم اومد جلو و منو بغل کرد خدایا همون ابی هستش که ۱۷ سال آرزوی دیدنش رو داشتم آره خودشه نمی دونید چه لحظه ای بود فقط بوسش می کردم

ابي و من

 انقدر ابی بزرگ و خاکیه اصلا نمیدونم چه جوری دربارش براتون بگم که هر بوسی که ما میکردیمش با ۱۰ بوس پاسخ می داد ۲ دقیقه ای گذشت که دیدیم یکی از بادی گاردا از پائین دوان دوان اومد سمت ما که ابی گفت از دوستان من هستند و با هاشون کاری نداشته باش به ابی گفتم من نمیتونم ترکت کنم گفت مصطفی جان عزیزم می یام پائین الان پیشتون

بعد گذشت چند ساعت حدود ساعت ۱۸ بود که ابی اومد پائین برای رفتن به هامالیر سالن کنسرت برای تست صدا چه قل قله ای بود توی لاوی هتل تمامی پلیس ها و مسئولان هتل ماریوت مبهوت مانده بودند که ابی چه شخصیتی هست

خلاصه در لاوی هم ۲۰ ثانیه ای توانستم با ایشان صحبت کنم گفتم ابی جان منو با خودت ببر یه تیکه از شعری هست که گوگوش و ابی خوندن که ابی گفت جانم مصطفی جان دوباره براش خوندم وایساد نگام کرد و بهمراه من خندید و خداحافظی کرد گفت که اینجام و فردای کنسرت میبینمتون

این بود داستان اولین برخورد من با ابی در پست بعدی که ظرف دو روز آینده می باشد با گزارش کاملی از کنسرت و اجرای ابی در خدمتتون می باشم


+ نوشته شده در  88/08/07ساعت 0:11 قبل از ظهر  توسط مصطفی  | 

 
آمار